مراسم احیای شب 21م
سلام و صد تا سلام به آقا طاهای گلم، عزیز دل مامان و بابا. قربونت برم الهی. دیشبم یکی از شبای عزیز خدا و شب قدر بود. شبی که میگن تقدیر آدما برای یک سال آیندشون نوشته میشه. مثل شب نوزدهم دیشبم من تنها احیا گرفتم. البته تنها که نه تو هم با من بودی!!!!!!!!!! باباحسن دیروز از ساعت 6 عصر رفت تا با بقیه بچه های هیأت محل اجرای مراسمو آماده کنن، البته بعد از اذان ی چند دقیقه ای اومد خونه و غسل شب قدرو به جا آورد و برگشت تا در مراسم هیأت در حسینیه شرکت کنه. طرفای ساعت 9.5 شب مامان طوبی اومد خونمون و کلی نذری و میوه برامون آورد. من و مامان طوبی نشستیم و با هم کمی گپ زدیم. حدود ساعت 10.5 مامان طوبی هم رفت تا برای احیا آماده بشه. منم بلند شدم و همه موا...




