مرد مامان
سلام عزیزدلم. پسر مهربونم. قربونت بره مامان. امروز اولین ساعات روز 5 شنبه 15 دی ماه سال نوده و هر چی بیشتر میگذره من بیشتر عاشقت میشم و حس می کنم بیشتر دوستت دارم. این روزا چند تا کار جدید انجام میدی مثلا تو خواب حرف میزنی، دستهاتو به هم می رسونی و میگیریشون، انگشتای پاهاتو به هم میزنی و خودتو مشغول می کنی و اما نشستنت که من می میرم براش: دستات رو میذاری رو زانو و خیره میشی به من، دقیقا مثل خانها. انگار خان بودن برازندته.
اولش که تازه به دنیا اومده بودی تا همین ی مدت پیش احساس میکردم که ی عروسک بهم دادن که باید ازش مراقبت کنم ولی حالا وقتی باهات حرف میزنم و باهام حرف میزنی احساس می کنم همدیگه رو درک می کنیم. احساس می کنم مرد شدی و منو می فهمی و میتونی تنهاییامو پر کنی
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


مرد مامان
